الشيخ أبو الفتوح الرازي
155
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
گفت : هر جنينى ( 1 ) را از آن جنس آفريد كه مادر و پدر او باشد ، از آدمى بهايم ( 2 ) نيافريد و از بهايم حيوانى ديگر نيافريد . عطيّه و مقاتل گفتند : هر چيز را صورت او دادند تا هر حيوانى صورتى دارد بر افراد ( 3 ) . ضحّاك گفت : معنى آن است كه ، هر چيز ( 4 ) را از حيوانات آلات مصالح خود بداد از : چشم بينا ، و گوش شنوا ، و دست گيرنده ، و پاى رونده ، و زبان گوينده آنان را كه نطق باشد . بعضى گفتند : مراد الهام معاد و معاش است كه هر حيوانى داند كه او بامداد به طلب معاش كجا رود و شبانگاه با مراح خود كجا رود . و وجهى دگر هست كه كلام محتمل است آن را و به فصاحت كلام لايق ، و آن آن است كه : * ( أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ ) * من الخلق حقّه ، اى خلقه على احسن ما يمكن و اصلحه ، يعنى هر چيزى را حق بگزارد ( 5 ) در باب خلق تا چنان آفريد كه لايق حال اوست ، إمّا به حسن و احكام و اتقان ، و امّا به وجه صلاح . * ( ثُمَّ هَدى ) * ، اى هداهم ، آنگه هدايت داد ايشان را از بيان و الطاف و تسهيل و تيسير ، و بيان اين وجه باز پسين روايت نصير است از كسائى كه او خواند : * ( أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَه ) * ، على الفعل الماضى ، آنگه مفعول دوم محذوف باشد از كلام ، و تقدير آن كه : اعطى كلّ شىء خلقه حقّه من الخلق و الاحكام و الاتقان . * ( قالَ فَما بالُ الْقُرُونِ الأُولى ) * ، فرعون موسى را گفت : حال آن امّتان گذشته چيست ؟ و اين آنگه گفت كه موسى گفت : . . . يا قَوْمِ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ مِثْلَ يَوْمِ الأَحْزابِ ، مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ ( 6 ) . گفت : حال اينان كه گفتى چيست اكنون ؟ او گفت : * ( عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي فِي كِتابٍ . ) * ، علم به احوال ايشان بنزديك خداست تعالى ، يعنى عالم است به احوال ايشان ، و آن علم در كتابى ( 7 ) نوشته است ، يعنى لوح محفوظ . * ( لا يَضِلُّ رَبِّي ) * ، اى
--> ( 1 ) . آج ، لب : مش : جنسى . ( 2 ) . آج ، لب : از بهايم آدمى . ( 3 ) . آب ، آز ، مش : انفراد . ( 4 ) . آب ، آز ، مش : چيزى . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : بگذارد . ( 6 ) . سورهء مؤمن ( 40 ) آيهء 30 و 31 ، اين آيات چنان كه از متن قرآن مجيد بر مىآيد ، سخن مؤمن آل فرعون است ، و نه قول حضرت موسى . ( 7 ) . آج ، لب : كتاب .